۱۳۹۰ اسفند ۲۰, شنبه

یادداشت های یک روحی

یادداشت های یک روحی

Link to یک روحی

نخستین ضد قهرمان مردمی [del.icio.us]

Posted: 10 Mar 2012 12:31 PM PST

این نوشته، نقدی بر تصمیم سیدمحمد خاتمی مبنی بر رای دادن در انتخابات هفته گذشته نیست. من در نقد این تصمیم سه یادداشت مجزا نوشته‌ام، اما پیش از انتشار آن‌ها تصمیم گرفتم این نوشته را به عنوان یک مرور بر خود شخصیت سیاسی آقای خاتمی منتشر کنم. امیدوارم بتوانم با این نوشته، در کنار سه یادداشت بعدی با عناوین «خاتمی-1» تا «خاتمی-4» تا حدودی نگاه خود به مسئله رای دادن ایشان را تشریح کنم. ادامه ...

۱۳۹۰ اسفند ۱۶, سه‌شنبه

یادداشت های یک روحی

یادداشت های یک روحی

Link to یک روحی

سقف آزادی [del.icio.us]

Posted: 06 Mar 2012 01:23 PM PST

خونه ی ما نمونه ی کوچک یک جامعه ی دموکراتیک بود.پدرم مخالف سر سخت این بود که» بچه ها جلوی بزرگ تر ها حق ندارند حرف بزنند». ما همیشه و همه جا حق داشتیم که حرف بزنیم، درست مثل آدم بزرگ ها. بیشتر چیزهای مهم مثل خریدن ماشین، عوض کردن خونه و یا حتی اختلافات پدر مادرم در جلسات آزاد به رای گذاشته می شد. رای ها هم مساوی بود. به یاد ندارم که گفته باشند که فلان جا نرو یا فلان جور لباس نپوش یا با فلانی معاشرت نکن.پدرم فقط یک خط قرمز داشت: دروغ نباید می گفتیم. چیز دیگه ای یادم نیست که یادمان داده باشد جزاینکه خودمان فکر کنیم و بی دلیل چیزی را نپذیریم.حریم خصوصی خیلی محترم بود، با این که بچه بودیم کسی بدون در زدن وارد اطاق ما نمی شد. خلاصه ،ما اینجوری بزرگ شدیم. ادامه ...

۱۳۹۰ اسفند ۱۳, شنبه

یادداشت های یک روحی

یادداشت های یک روحی

Link to یک روحی

اصلاح طلب ها بهتر می کنند! [del.icio.us]

Posted: 03 Mar 2012 03:22 AM PST

اسم مستعارش «مهران» بود . اما اسم اصلی اش چیز دیگری بود. در یک خانواده ی به شدت مذهبی بزرگ شده بود.هفت تا خواهر چادر چاقچوری داشت.اما خودش آدم روشن فکری بود. یا لا اقل با من که بود روشن فکر می شد.از مارکس و نیچه می گفت. از خدایی که مرده. قلم خوبی داشت، قبل تر ها توی یکی از نشریات دوم خردادی می نوشت. نشریه را بسته بودند، دادگاهی شده بود، افتخارش این بود که از شخص قاضی مرتضوی سیلی خورده است. آدم با انرژی و تاثیر گذاری بود. و من ازش خوشم آمد.به هم نزدیک شدیم. خیلی نزدیک …..و در نهایت من که به سختی به کسی اطمینان می کردم باورش کردم و او را به بسترم راه دادم. مهران اولین اصلاح طلبی بود که من از نزدیک دیده بودم. آن هم از این همه نزدیک. یک بار که توی تخت دراز کشیده بودیم ازش پرسیدم اصلاح طلب به نظر تو یعنی چی؟ چشمکی زد و گفت: بین خودمان بماند، ما اصلاح طلب نیستیم ما بر اندازیم. اما چون مجازات برانداز مرگ است ما اسم خودمان را اصلاح طلب گذاشته ایم.این رژیم که اصلاح پذیر نیست. اون بطری رو رد کن بیاد ! ادامه ...

۱۳۹۰ اسفند ۱۱, پنجشنبه

یادداشت های یک روحی

یادداشت های یک روحی

Link to یک روحی

این مجلس شورا، اسلامی است نه ملی! پس هیچ ربطی به "ملت" ندارد ... [del.icio.us]

Posted: 01 Mar 2012 01:44 PM PST

روزی که حاکمیت جمهوری اسلامی تصمیم گرفت که نام "مجلس شورای ملی" را به مجلس شورای اسلامی تغییر دهد، کسی نفهمید که چه توطئه شومی در پس این تغییر نام نهفته است . توطئه ای که از زمان نمایش رفراندوم 12 فروردین شروع شد و هنوز هم ادامه دارد . خالی کردن همه چیز از واژه ملی و بتعبیری کوتاه کردن دست "ملت" بعنوان صاحبان اصلی مملکت از همه ارکان کشور ! این بار اما ، پرده رسوایی نظام ولایت فقیه آنقدر بالا رفته است که هیچ خدایی هم نمی تواند آن را پایین بیاورد : مردم فهمیده اند که نه انتخاباتی در کار است و نه مجلسی که بتواند کاری برایشان انجام دهد . مردم ایران این بار در نمایش انتصاباتی خامنه ای شرکت نخواهند کرد مگر آنانکه کشورشان فقط و فقط در جیبشان و در کوچه و محلشان خلاصه می شود و نه در آینده فرزندانشان