۱۳۹۱ شهریور ۹, پنجشنبه

یادداشت های یک روحی

یادداشت های یک روحی

Link to یک روحی

خیابان گردی های من

Posted: 30 Aug 2012 05:55 AM PDT

با گام هایی آهسته در خیابان می روم و بسیار محتاطانه مراقبم تا به چیزی برخورد نکنم. اما هر بار به یاد می آورم که این خود منم که به سر راه خود می آیم، و همه اشیا هویت مستقل شان را تنها به این دلیل دارند که من فروتنی کرده، از خدایی ام دور شده، و از آنها این استقلال را می خواهم.

۱۳۹۱ مرداد ۳۱, سه‌شنبه

“نا تن” plus 1 more

“نا تن” plus 1 more

Link to یک روحی

نا تن

Posted: 21 Aug 2012 11:23 AM PDT

به پل خیره شد. می دانی چرا آدم های قدیم بناها و ساختمان ها را این قدر محکم و با دوام می ساختند ولی آدم های امروزه هر چه می سازند، شکننده و موقتی است؟
برای اینکه آدم های امروزی دیگر توهم ندارند. توهم نداشتن آدم را خودخواه می کند. وادارش می کند که فقط به خودش و به لحظه  ی حالش فکر کند و باکی نداشته باشد که فردا چه خواهد شد...

ناتنی - مهدی خلجی

اولین بار

Posted: 21 Aug 2012 11:24 AM PDT

اولین بار هر چیز، مرچع بازگشت خاطره های بعدی است!
شاید، اما خاطره ها حتی اولین شان، با توجه به شرایط و خواست خودت می تونه کم رنگ بشه، می تونه حتی محو بشه، و یا اینکه مرجعی برای خاطره های بعدی باشه
اولین بار می تونه فقط یک کمیت باشه، و یا می تونه یک کیفیت باشه
به تو بستگی داره ...

۱۳۹۱ مرداد ۲۹, یکشنبه

یادداشت های یک روحی

یادداشت های یک روحی

Link to یک روحی

نتیجه گیری های ذهن

Posted: 18 Aug 2012 02:08 PM PDT

بسیاری از مسائل آن طور که به نظر می رسند نیستند ...

۱۳۹۱ مرداد ۲۳, دوشنبه

یادداشت های یک روحی

یادداشت های یک روحی

Link to یک روحی

پارک لاله

Posted: 13 Aug 2012 01:45 PM PDT

دست در دست تنهایی هام در حال قدم زدن هستم.
چشمم به یک سمت قفل می شود.
دارم از عشق بازیشون لذت می برم.
مثل اینکه گذشته و حال و آینده فشرده شده و همه چیز توی اون لحظه قرار داره.
اما زود نا امیدم می کنند.
رشته افکارم رو سریع پاره می کنند.
از من می خواهند عکس بگیرم ازشون.
خنده ام می گیره!
درخواست عکس گرفتن. آخه کاریه که بارها موقع احساس خطر انجامش دادم، انجامش دادیم ...
لبخند مرموز با رگه هایی از نگرانیشون رو به تصویر می کشم.
چه تصویر پر معنا و پر دردی!
تشکر می کنند.
به راهم ادامه میدم ...