“ذهن ما” plus 8 more | |
- ذهن ما
- زندگی
- آیا شیطان وجود دارد؟
- کمی درباره برایان تریسی
- تبلیغات و آگهی های خلاقانه
- لذت زندگی
- نکته های ان ال پی
- ابزارهای رایگان برای ایجاد شبکه اجتماعی
- انسان و آزادی
| Posted: 30 Jul 2011 04:57 AM PDT یک ذهن معمولی در صدد اخذ بیشتر و بیشتر از دنیا است. از هر کجا و از هر طرف. ذهن معمولی گیرنده ای بزرگ است؛ یک گدا ! گدایی که ارضا نمی شود. هر چه بیشتر می گیرد، کشیده تر می شود. هر چه بیشتر دارید، بیشتر می خواهید، سیری ندارید. گرچه در درون نیازی نیست ولی در بیرون برایتان عقده روحی شده و بیشتر و بیشتر بدبخت تر می شوید. چون ارضا نمی گردید. هیچ چیز برای ذهنی که بیشتر طلب می کند، سیری ندارد. «بیشتر» علامت بیماری است، پایانی ندارد. ذهن عادی به خوردن ادامه می دهد (به شکل استعاره) ، نه تنها اشیا را بلکه اشخاص را نیز. شوهر طالب مالکیت عمیق همسر است. گویا نوعی خوردنی است؛ دوست دارد خوب بخورد و هضمش کند تا قسمتی از وی گردد. ذهن معمولی آدم خوار است. زن نیز چنین است؛ شوهر را چنان فرو می برد که چیزی از آن باقی نمی ماند. قاتل همدیگر هستند. دوستان نیز چنین اند؛ پدر و مادر نیز با بچه خود چنین می کنند، و بچه ها نسبت به والدین خود. کل ارتباطات ذهن معمولی دلالت بر قورت دادن دیگران می کند، نوعی خوردن دیگران. و آن وقت ذهن غیر عادی در برابر ذهن معمولی است. به سبب ذهن معمولی است که ذهن غیر عادی بوحود می آید. تعلیم ادیان این است: بده، سهیم شو ! نباید بگیری. برعکس بده ! صدقه را به سبب خلق ذهن غیر عادی اشاعه می دهند. دستهبندی شده در: متافیزیک و معنوی |
| Posted: 30 Jul 2011 04:32 AM PDT ما در مورد زندگی چنان نگرش ها و افكار و فلسفه هایی ساخته ایم كه به واسطه ی وجود آن ها، از دیدن حقیقت زندگی محروم هستیم. ما پیشاپیش قبول كرده ایم كه زندگی چیست – بدون هیچگونه جست و جو، بدون هیچ طلب و بدون هیچ اداركی از خودمان. ما تنها فكری از پیش تعیین شده و از پیش متصور شده در مورد زندگی را درك كرده ایم. ما هزاران سال است كه یك چیز را چون ذكر مدام آموخته ایم: زندگی بی معنی است، زندگی عبث است، زندگی رنج است، زندگی فقط برای ترك كردن آن خوب است! این ها از بس كه تكرار شده، همچون صخره در وجودمان سخت شده است. به همین دلیل، زندگی شروع كرده به تبدیل شدن به یك رنج بزرگ و به نظر عبث می آید. به این سبب، زندگی، تمام خوشی، تمام عشق و تمام زیبایی اش را از دست داده است. انسان زشت گشته و به موجودی رنجور بدل شده است.
و پس از پذیرفتن اینكه زندگی رنج و عبث است، ابداً جای تعجب نیست اگر تلاش برای بامعنا كردن آن نیز متوقف شود. اگر پذیرفته باشی كه زندگی زشت است، چرا به دنبال زیبایی در آن بگردی؟ و وقتی انسان قویاً باور داشته باشد كه زندگی فقط برای تارك دنیا شدن خوب است، آنوقت چه معنی دارد كه سعی كنی آن را تزیین كنی، تمیز كنی و آن را پالایش كنی و زیبا كنی؟ و نكته این نیست كه ما جایی را كه اقامت داشتیم زیبا كرده ایم، محیطی عاشقانه در جایی كه اقامت داشتیم خلق كرده ایم… نكته این نیست كه ما در آنجا ترانه ای شادمانه خوانده باشیم. نكته این است كه كسی كه ترانه ای شاد می خواند، امكانی برای شادی بیشتر برای خودش باز كرده است. كسی كه آن منزل را زیبا ساخته، به ظرفیتی برای یافتن زیبایی بیشتر دست یافته است. كسی كه حتی آن دقایق را با عشق گذرانده باشد، لیاقت دریافت عشقی گسترده تر را كسب كرده است. ما توسط كارهایی كه می كنیم شكل داده می شویم. دستهبندی شده در: متافیزیک و معنوی |
| Posted: 30 Jul 2011 04:25 AM PDT آیا شیطان وجود دارد؟ آیا خدا شیطان را خلق کرد؟ استاد دانشگاه با این سوال ها شاگردانش را به چالش ذهنی کشاند. آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟ شاگردی با قاطعیت پاسخ داد: «بله او خلق کرد.» استاد پرسید: «آیا خدا همه چیز را خلق کرد؟» شاگرد پاسخ داد: «بله آقا» استاد گفت: «اگر خدا همه چیز را خلق کرد، پس او شیطان را نیز خلق کرد. چون شیطان نیز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمایانگر ماست، خدا نیز شیطان است.» شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد. استاد با رضایت از خودش خیال کرد بار دیگر توانست ثابت کند که عقیده به مذهب، افسانه و خرافه ای بیش نیست. شاگرد دیگری دستش را بلند کرد و گفت: «استاد می توانم از شما سوالی بپرسم؟» استاد پاسخ داد: «البته» شاگرد ایستاد و پرسید: «استاد، سرما وجود دارد؟» استاد پاسخ داد: «این چه سوالی است، البته که وجود دارد. آیا تاکنون حسش نکرده ای؟» شاگردان به سوال مرد جوان خندیدند. مرد جوان گفت: » آقا در واقع ، سرما وجود ندارد. مطابق قانون فیزیک چیزی که ما از آن به سرما یاد می کنیم در حقیقت نبود گرماست. هر موجود یا شی را می توان مطالعه و آزمایش کرد وقتی که انرژی داشته باشد یا آن را انتقال دهد و گرما چیزی است که باعث می شود بدن یا هر شی انرژی را انتقال دهد یا آن را دارا باشد. صفر مطلق(F -064) نبود کامل گرماست. تمام مواد در این درجه بدون حیات و بازده می شوند. سرما وجود ندارد. این کلمه را بشر برای این که از نبود گرما توصیفی داشته باشد، خلق کرد.» شاگرد ادامه داد: «استاد تاریکی وجود دارد؟» استاد پاسخ داد: «البته که وجود دارد.» شاگرد گفت: «دوباره اشتباه کردید آقا! تاریکی هم وجود ندارد. تاریکی در حقیقت نبود نور است. نور چیزی است که می توان آنرا مطالعه و آزمایش کرد، اما تاریکی را نمی توان. در واقع با استفاده از قانون نیوتن می توان نور را به رنگ های مختلف شکست و طول موج هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد، اما شما نمی توانید تاریکی را اندازه بگیرید. یک پرتو بسیار کوچک نور دنیایی از تاریکی را می شکند و آن را روشن می سازد. شما چطور می توانید تعیین کنید که یک فضای به خصوص چه میزان تاریکی دارد؟ تنها کاری که می کنید این است که میزان وجود نور را در آن فضا اندازه بگیرید. درست است؟ تاریکی واژه ای است که بشر برای توصیف زمانی که نور وجود ندارد، به کار ببرد.»در آخر مرد جوان از استاد پرسید: «آقا، شیطان وجود دارد؟» زیاد مطمئن نبود. استاد پاسخ داد: «البته همان طور که قبلا هم گفتم. ما او را هر روز می بینیم. او هر روز در مثال هایی از رفتارهای غیر انسانی بشر به همنوع خود دیده می شود. او در جنایت ها و خشونت های بی شماری که در سراسر دنیا اتفاق می افتد، وجود دارد. اینها نمایانگر هیچ چیزی جز شیطان نیست.» و آن شاگرد پاسخ داد: «شیطان وجود ندارد آقا! یا حداقل در نوع خود وجود ندارد. شیطان را به سادگی می توان نبود خدا دانست. درست مثل تاریکی و سرما. کلمه ای که بشر خلق کرد تا توصیفی از نبود خدا داشته باشد. خدا شیطان را خلق نکرد. شیطان نتیجه آن است که بشر مواقعی عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبیند. مثل سرما که وقتی اثری از گرما نیست خود به خود می آید و تاریکی که در نبود نور می آید. نام آن مرد جوان: آلبرت اینشتن بود.مریم آزموده فر – ماهنامه دختران دستهبندی شده در: متافیزیک و معنوی Tagged: شیطان |
| Posted: 01 Sep 2010 03:32 AM PDT زندگینامه برایان تریسی این دیدگاه ها جهت زندگی وی را تغییر دادند و موجب شدند که وی این قوانین را در کتابهای خود گردآوری کند. برایان ، مانند یک دانشمند و پژوهشگر ، هر کدام از این اصول را آزمایش کرد و به کار برد و نتایجش را با نتایج سایرین مقایسه نمود . سالها به طور مداوم شغل خود را عوض کرد ، از مکانی به مکان دیگر رفت و سرانجام از شکست به موفقیت رسید و از خودش بصورت یک خوکچه هندی برای تایید یا عدم تایید اعتبار کشف هایش استفاده نمود. می توانید از طریق این لینک وارد وبسایت برایان تریسی شوید. دستهبندی شده در: گوناگون Tagged: زندگینامه برایان تریسی |
| Posted: 01 Sep 2010 03:24 AM PDT در پایین چند مورد تبلیغات و آگهی خلاقانه را می بینید که شما را وادار خواهند کرد که چندین بار به آنها نگاه کنید. حداقل برای من که این طوری بود. موزه نیروی دریایی دراستان آلبرتا کانادا
هیچ چیزی نمی تواند جایگذین درخت ها شود… پست استرالیا : اگر واقعا می خواهید کسی را در آغوش بگیرید، برای او نامه بفرستید. پست استرالیا : پست شخصی شرکت آب دنور: تنها زمانی استفاده کنید که نیاز دارید. شیشه پاک کن Glassex چاقوی WMF : حتی تخته را نیز برش می دهد. Nivea Beauté: قدرت کلسیم UNICEF Mickey : کودکان نمی توانند بمیرند UNICEF : مرا نادیده نگیر شکلات Snickers : پنجاه درصد بزرگتر مرتبط: عکسهایی که نجات یافته اند ولی عکاسان شان نه دستهبندی شده در: گوناگون Tagged: تبلیغات و آگهی خلاقانه |
| Posted: 01 Sep 2010 03:19 AM PDT 1 – خوشبین باشید 4- از زندگی لذت ببرید پیشنهاد می کنم بخوانید: چطور از زندگی خود لذت ببرید؟ (How to enjoy life) دستهبندی شده در: زندگی Tagged: لذت زندگی |
| Posted: 01 Sep 2010 03:11 AM PDT نکته های ان ال پی – خاطره های بد را فراموش کنیم اولین کشف بزرگ و در واقع مهم ترین کاری که ان ال پی (NLP) کرد، کمرنگ کردن تصویرهای ذهنی است . باید پذیرفت که شخصیت ما چیزی غیر از انبوهی از تصویرهای ذهنی نیست . آنچه آموخته ایم ، هر نوع مهارتی که کسب کرده ایم ، و همه ی تجربه های ما به صورت تصویرهایی در ذهن ما بایگانی شده اند. این تصویرها از بسیاری جهات به ما کمک می کنند. بدون این تصویرها تقریبا هیچ می شویم . اگر این تصویرهای ذهنی نباشد احتمالا با گیاه فرق چندانی نخواهیم داشت. اما از سوی دیگر برخی از این تصویرها نیز ممکن است مزاحم زندگی ما شوند. در اوایل دهه ی 1970 که اصول اولیه ی ان ال پی کشف شد، به منظور تغییر کیفیت های فرعی تصاویر ذهنی به کار گرفته شد. پس از اینکه مشخص شد که با این شیوه می توان خاطره ها (یا همان تصاویر ذهنی) را دستکاری کرد ، از آن برای کمرنگ کردن یا فراموشی نسبی خاطره های بد استفاده شد. بعدها برای رفع فوبیا (ترس) ، ترک عادتها و رفع وسواس ها از ان ال پی استفاده کردند. این جریان هنوز هم ادامه دارد و هر روز تکنیک های تازه ای برای رفع مشکلات کهنه کشف و ارائه می شود. تراما چیست ؟ خاطره های تلخ و ضربه ها و آسیب های روانی را اصطلاحا «تراما» می نامند . بعضی از این تراماها ، مثلا حوادث دردناک طبیعی ، عشق شکست خورده ، تصادف های وحشتناک یا مرگ عزیزان ممکن است آثار بسیار بدی بر زندگی افراد بگذارند . ریشه ی بسیاری از ناراحتی های روانی همین خاطره های ناخوشایند هستند . این خاطره ها ممکن است موجب ترس ، افسردگی ، وسواس و امثال آن شوند . خانمی که از جنس مخالف هراس داشت ، می گفت: «در سن یازده سالگی و در زمانی که داشتم به مدرسه می رفتم ، در یک کوچه ی خلوت پسری به من حمله ور شد . من هراسان برگشتم و خودم را به داخل منزل انداختم . پس از آن واقعه از مردها ترسیدم و تا کنون که 34 سال دارم هنوز ازدواج نکرده ام و هر وقت مردی را می بینم که به من خیره شده است بدنم به لرزه می افتد.» افسردگی ها ، وسواس ها و وسوسه ها هم ممکن است با خاطره های ما مرتبط باشند . لازم به یادآوری است که این عوارض همیشه هم بر اثر خاطره های هولناک پدید نمی آیند ، بلکه نوع تربیت دوران کودکی ، سخنان معلمان و اطرافیان ، فیلمها ، کتابها ، و نظایر آنها هم ممکن است موجب ترس های مرضی و وسواس ها شوند . اما اگر خاطره ی خاصی موجب پیدایش یا تشدید این عوارض شده باشد ، می توان نتیجه گرفت که به احتمال زیاد با کمرنگ کردن آن خاطره ، عوارض ناشی از آن هم بهبود می یابد . در ضمن باید توجه داشت که این راهنمایی ها شما را از مراجعه به روان پزشکان متخصص و معتبر بی نیاز نمی کند ، بلکه اصولا انواع شیوه های روان درمانی در کنار روش های رسمی پزشکی و دارویی است که می تواند نتیجه بخش باشد . نحوه ی کمرنگ کردن باید دانست که هیچ خاطره ای را نمی توان از میان برد . خاطره های ما همیشه با ما هستند ، ولو اینکه آنها را فراموش کرده باشیم . خاطره های فراموش شده هم گاهی در اثر بعضی حوادث دوباره در ما زنده می شوند و به یاد می آیند و همین نشان می دهد که هر چند فراموش شده اند ، اما در واقع از میان نرفته اند . از سوی دیگر هدف ما هم نباید این باشد که خاطره ای را به کلی از میان ببریم . همین که آنها را کمرنگ تر کنیم و به اعماق تاریکتر ذهن ببریم کافی است ؛ زیرا در این صورت کمتر در دسترس هستند و آزارندگی آنها به کلی از میان می رود . اگر خاطره ای از میان برود ، بخشی از شخصیت خود هم از میان می رود . شاهکار NLP این است که تصویرهای زنده ، پررنگ ، بزرگ ، نزدیک و خود احساس را تبدیل به تصویرهایی می کند که کمرنگ و خاکستری ، کوچک ، دور ، و دیگر احساس هستند و چون تاثیرگذاری آنها اندک است ، لذا شخص را آزار نمی دهند . پس از آن باز هم آن فرد می تواند آن خاطره را برای دیگران تعریف کند اما دیگر دچار هیجان های زاید ، تشنج و اندوه غیر ضروری نمی شود . بلکه با خونسردی و به طوری که انگار آن واقعه برای شخص دیگری اتفاق افتاده است آن را تعریف می کند . اگر ترس ، اندوه ، افسردگی ، یا هر چیز دیگری بر اثر حادثه ی خاصی پدید آمده باشد ، آن خاطره ی خاص را کمرنگ و کم اثر می کنیم . اگر هم خاطره ای وجود نداشته باشد و یا شخص نتواند آن را به یاد آورد ، ناچار ابتدا خاطره ای را می سازیم و سپس آن خاطره ی ساختگی را کم اثر می کنیم . منبع : مهدی مجردزاده کرمانی – مجله موفقیت با اقتباس از: کاربرد روانشناسی در زندگی عادی دستهبندی شده در: روانشناسی Tagged: ان ال پی |
| ابزارهای رایگان برای ایجاد شبکه اجتماعی Posted: 01 Sep 2010 03:07 AM PDT تا حالا به دنبال ابزارهایی رایگان برای ایجاد شبکه اجتماعی همانند فیس بوک برای خودتان بوده اید؟ نگاهی به این سرویسهای رایگان و البته بسیار محبوب بیندازید، شاید هوس کنید یکی برای خودتان درست کنید. 1- Ning 2- SocialGO 3- Elgg 4- WackWall دستهبندی شده در: فن آوری وب Tagged: ابزار رایگان برای ایجاد شبکه اجتماعی |
| Posted: 01 Sep 2010 02:59 AM PDT بشر آزادی واقعی را نمی شناسد، اصول او از بیرون برایش وضع و به او اعمال شده اند. عقاید دینی اش طی اعصار و قرنها، متحجر شده و دیگر از درون سرچشمه نمی گیرند. آنها به دنیای بیرون تعلق دارند. تعریف آزادی را از ویکیپدیا بخوانید. دستهبندی شده در: متافیزیک و معنوی Tagged: آزادی انسان |
| You are subscribed to email updates from مینیمال های یک روحی To stop receiving these emails, you may unsubscribe now. | Email delivery powered by Google |
| Google Inc., 1600 Amphitheatre Parkway, Mountain View, CA 94043, United States | |




















هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر